محمد رضا واليزاده معجزى

274

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

3 . مرحوم غلامرضا خان مظفر تنها فرزند ذكور مرحوم ميرزا محسن خان مظفر الملك نيز مانند پدر عمرى را در خدمت دولت گذرانيده اواخر عمر در اثر ضعف و پيرى به علت مزاج و كسالت دائم به كلى خانه‌نشين شده و با حقوق بازنشستگى كه از طرف وزارت كشور به ايشان پرداخت مىشد زندگانى ساده و شرافتمندانه‌اى داشت و گاهى در همدان و زمانى در تهران به سر مىبردند و چون به پيروى از افكار پدر جز مريدان مرحوم صفى على شاه و در خانقاه صفى به سر مىبردند و در آن مكان بيتوته مىكردند و چند سال قبل از فوت ايشان كه مرحوم دفترى مسئول امر داخلى خانقاه بودند ، به سراى باقى شتافتند . مرحوم غلامرضا خان مظفر به‌طور كلى در خانقاه صفى على شاه معتكف گرديدند . سرگرمى آن مرحوم مطالعه كتب عرفانى و تاريخى و انس با عرفا و دراويش سلسله نعمت اللهى بوده و قلندرانه تمام قيود زندگانى دنيا را كنار گذارده ، عزت را در كنج عزلت يافته بودند . آن مرحوم به مناسبت دوستى و رفاقتى كه پدرشان مرحوم مظفر الملك در دوران حكمرانى لرستان و همدان با مرحوم صيد مهدى خان حسنوند رئيس طايفه حسنوند و پسرشان مرحوم مهر على خان امير منظم ( حاكم سابق ثلاث و رئيس طايفه حسنوند ) پيدا كرده بودند ، يگانه دخترشان را به مرحوم كريم منظمى ( شهردار اسبق خرم‌آباد ) پسر صيد مهدى خان و برادر او مهر على خان امير منظم شوهر دادند و از آن دختر يك پسر و شش دختر پيدا شده كه همه در حال حياتند از نوادگان دخترى و پسرى مرحوم حاج عبد اللطف طسوجى ( ملاباشى ) پدر مرحوم ميرزا محسن خان مظفر الملك و جد مرحوم غلامرضا خان مظفر ، عده‌اى هم در بروجرد زندگى مىكنند و چون دختر مرحوم ميرزا محسن خان مظفر الملك زوجه مرحوم حاج ميرزا يحيى دولت‌آبادى بوده ، لذا فرزندان آن مرحوم نيز نوادگان پسرى مرحوم ملاباشى مىباشد . چون مرحوم غلامرضا خان اولاد ذكورى نداشتند ، لذا كتابهاى نفيسى كه چه از ميرزا محسن مظفر الملك و چه از خودشان به‌جاى مانده بود به دست نوادگان دخترى وى افتاد و غالبا با قيمت‌هاى ارزان به دلالان كتاب فروخته شد . از جمله تركات آن مرحوم عكس‌هاى يادگارى بسيار نفيسى است كه از دوران حكومت پدرش مظفر الملك در نواحى مختلف ايران ، بويژه لرستان و همدان حكايت مىكرد و گويا آن مجموعه را نيز وراث او به اين و آن داده باشند . 4 . سيد جمال الدين واعظ اصفهانى متولد سال 1279 هجرى قمرى ، از آزاديخواهان و سخنوران نامى و فداكار ايران است كه در دوران انقلاب مشروطه زبان گوياى مردم آزاديخواه و مشروطه‌طلب بوده و به وسيله خطابه‌هاى آتشينى كه بالاى منبر در مساجد و مراكز اجتماع ايراد مىكرد ، رشته مودت و اتفاق آنان را مستحكم و مردم را در راه كسب آزادى و استقرار مشروطه تشويق به پايدارى در برابر فشار محمد على شاه قاجار مىكرد و سرانجام جان خود را بر سر آزاديخواهى و ثبات عقيده گذاشت . سيد جمال الدين در بمباران مجلس با لباس ناشناس به سوى عتبات عاليات رفت و در همدان گرفتار شد و به امر محمد على شاه به بروجرد اعزام و در آنجا بوسيله قهوه مسموم و سپس با طناب خفه گرديد . قبل از مرگ بعضى اسباب جيبى خود را براى پسرش جمال‌زاده فرستاد و در نامه‌اى كه براى او نوشت خود را شهيد راه آزادى خواند .